آقا اجازه درد دندان کشت ما را
با سلام خدمت همه ی دوستان و همه ی کسانی که با لطفشان همواره بنده را مورد عنایت قرار می دهند. با لطف الهی کتاب(دندان درد)بالاخره چاپ شد.اگر چه انتشارات هزاره ققنوس تهران ناشرش است، اما لازم می دانم با توجه به مشغله ی زیادی که دارم،چند نکته را خدمت دوستان عزیز و بزرگواروشاعر و شعردوستِ ارجمندم یادآوری کنم؛
1)این کتاب پشت جلدش 3500 تومان است که به اشتباه عدد دیگری روی طرح جلد وبلاگ قید شده است.
2)این کتاب فعلا فقط نماینده ی فروش اش در "بابل"و کتابفروشی"شهر کتاب"واقع در میدان حمزه کلا و همچنین"کتابفروشی کتابستان" واقع در چهار راه فرهنگ ، جنب داروخانه اتحاد می باشد. یا علاقه مندان می توانند به صورت تلفنی از آقای "حمید حمزه نژاد" به شماره همراه 09371021097 مراجعه نمایند.دوستانی که از شهرهای دیگر کشور هم اگر خواستار این کتابند می توانند با آقای حمزه نژاد هماهنگ کنند.
3)البته در جلسات هفتگی دوشنبه ها انجمن شعر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بابل ساعت سه و نیم و سه شنبه های انجمن شاعران آیینی سُرا ساعت سه و نیم واقع در کتابخانه شهیدان نجاریان بابل واقع در جنب میدان اوقاف بابل هر هفته در همان زمان ها و مکان های یادشده به آقای حمزه نژاد مراجعه نمایند.
۴)این مجموعه شعر یک مجموعه شعر با محوریت عدالتخواهی،عاشقانه و ۴ شعر اهل بیتی است.مجموغه های بعدی ام آیینی و اهل بیتی و مجموعه سومم دفاع مقدس خواهد بود.امیدوارم سوئ تفاهم ادبی برایتان پیش نیاید و خیلی بعد از خواندن کتاب"دندان درد" متعجب نشوید که چرا شعر آیینی و دفاع مقدس ندارد!!!!
4)دعا می کنم کتاب های شما شاعران هم زودتر چاپ شود و به چاپ چندم هم برسد.
5)دوستدار کوچک شما؛ میثم رنجبر-بابل

شعر از منظر رهبر معظم انقلاب
(بر گرفته از کتاب فرهنگ در منظر مقام معظم رهبری، تدوین امیر سیاهپوش و علی آقاپور، انتشارات نشر شهر)
شعر وسیله ای بسیار مهم برای تبلیغ دین است
چرا امام صادق(عليهالصلاةوالسلام) ـ طبق روايت ـ فرمودند كه هر كس يك بيت شعر دربارهى حادثهى عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟ چون تمام دستگاههاى تبليغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگهداشتن مسألهى عاشورا و كلا مسألهى اهلبيت، تجهيز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضيه چه بود. تبليغ، اينگونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبليغات دروغ و مغرضانه و شيطنتآميز مىكردند. در چنين فضايى، مگر ممكن بود قضيهى عاشورا ـ كه با اين عظمت در بيابانى در گوشهيى از دنياى اسلام اتفاق افتاده ـ با اين تپش و نشاط باقى بماند؟ يقينا بدون آن تلاشها، از بين مىرفت[1].
اينكه فرمودند: «من قال فينا شعرا و بكى أو أبكى وجب له الجنة» ـ كسى شعرى دربارهى ما بگويد و چشمى را بگرياند، بهشت بر او واجب مىشود ـ معنايش چيست؟ معنايش اين است كه بهشت را ارزان كردهاند؟ بهشتى كه اين همه بايد عبادت كرد تا به آن رسيد، آيا آن را اينطور دم دستى كردهاند؟ يا نه؛ آن كار، آن شعر گفتن و تسخير دل با آن شعر و انتقال يك مطلب در آن روز، آنقدر مهم بوده كه به خاطر آن اهميت، جا داشته است كه در مقابل يك بيت شعرى كه اينگونه تأثير مىگذارد، بهشت را به او وعده دهند. هر وقت شعر شما اين اثر را داشته باشد، بدون بروبرگرد، همان وعدهى بهشت در مقابلش وجود دارد. اين يك محاسبهى كاملا منطقى و روشن است.
در زمان ما كه شما مىخواهيد شعر بگوييد يا شعر بخوانيد و مايليد در مقابلش اجر و منزلت «دعبل» و «فرزدق» را هم داشته باشيد، راهش چيست؟ راهش اين است كه همان خلأيى را كه آن روز «دعبل» يا «فرزدق» يا «كميت» يا بقيهى شعراى اهل بيت با شعر خود پر مىكردند، پر كنيد. اين مطلبى است كه من هميشه به مداحان و شعراى عزيز مذهبى تذكر دادهام[2].
شما در بين كلمات ائمه(عليهمالسلام) يا سيرهى آن بزرگواران، كسى را كه داراى چنين خصوصيتى است و اينگونه مورد توجه ويژه قرار داده باشند،كمتر مىبينيد؛ مگر آن افراد بسيار برجسته ـ مثل «هشامبن حكم» يا «مؤمنالطاق» ـ كه اينها در بين رجال شيعه، بىنظير و يا بسيار كم نظير بودند. ائمه(عليهمالسلام)، امثال «هشام» و «مؤمنالطاق» را ستايش مىكردند و مورد توجه و علاقه قرار مىدادند؛ اما آن كسانى كه همين مدح و بيان فضايل را به زبان شعر بيان مىكردند ـ ولو آنچه كه مىگفتند، در حد اوج سخن «هشامبنحكم» هم نبود ـ مورد توجه و نوازش و احترام و تجليل و تكريم قرار مىدادند. علت اين كار چيست؟
بسم رب المظلومین
می پری از خواب و می گویی:"مریوان را زدند!"
بچه ها قیچی شدند و باز مهران را زدند
آه؛ای تصمیم کبری در دل میدان مین!
در میان مشق درسِ بازباران را زدند!
زخمِ بستر داغ بود و دست هایت داغ تر
مثل بهمن سینه ی سرد زمستان را زدند
بالِشَت چنگال بر دستان خود می گیرد و
باز نجوا می کنی:"یارِ دبستان را زدند!"
خواب می بینی ملخ ها شهر را پُر کرده اند
مثل زالو گوش تا گوشِ خیابان را زدند
چشم می گردانی و وحشت تو را پُر می کند
پشتِ سر وقتی تمام هم قطاران را زدند
آه؛ ای فرمانده ما داریم عادت می کنیم؛
در خبرها آمده؛"دیروز قرآن را زدند؟!"
باز هم در تیترهای روزنامه خوانده ایم:
در فلان کشور دوبانوی مسلمان را زدند
پیکرِ خونین کودک ها در آغوشِ کتاب؛
بمب ها در غزه هم ده ها دبستان را زدند
آه ای فرمانده!سنگین است وقتی بشنوی،
فتنه ها حتی بسیجی های تهران را زدند
بت پرستان؛ مومنان را در میانمارِ فقیر
حمله بردند و به ظاهر نسلِ ایمان را زدند
تخت تو تختِ سلیمانیست؛ اصلاً غم نخور!
من نخواندم هیچ جا"تختِ سلیمان را زدند!"
می رسد روزی که ما با تو تماشا می کنیم؛
بر دلِ دیوارِ کعبه، نامِ یاران را زدند!.............
میثم رنجبر- مازندران(بابل)
بسمه تعالی
بی تعهدی درشعر در بی تعهدی ذاتی شاعرش ریشه دارد.
هنر، بستری قوی ،تأثیرگذار، تغییر دهنده و حتی تحول آفرینی است که منجر به بیداری انسان ها نیز می شودو این بیداری وقتی بر محور حقانیتی درست حرکت کند و الهی باشد، به خودی خود می ماند وماندگار می شود.این تعهد که تعریفی کلی است، مهمترین شاخصه آن به ایمان هنرمند برمی گردد.ایمان الهی وحتی یقین الهی در هنرمند!
اعتقاد براین است که هر چه ایمان ویقین الهی هنرمند به ارزش ها، اصول ومعارف اسلامی ومذهبی بیشتر باشد،یقینا تراوشات روحی وقلبی وگفتاری و عملی او نیز با همان ارزش ها و اصول و آرمان ها منطبق و بیشتر خواهد بود.به طور مثال وقتی یک شاعر جدا از مباحث فردی و خانوادگی و اصالتی، در یک محیط مناسب و مذهبی رشد نموده و درفضایی دینی و مذهبی پرورش پیدا می کند و یا به قول خودمان در خانواده ای مذهبی بزرگ می شود، به خودی خود اشعاری که می سراید با محور دینی و مذهبی از لحاظ کمیت وکیفیت اغلب بالاتر بوده است. این لازمه ایجاب می کندکه ما اکنون که در حکومت اسلامی زندگی می کنیم این شرایط را خودمان خلق کنیم و در واقع شرایط شعری متعهد را ایجاد نمائیم تا کسانی که نعمت این استعداد و طبع آزمایی را در شعر از جانب خداوندِمتعال نصیبشان شده است،در شرایط و فضایی که بیشتر منطبق برخواسته های دینی و مذهبی وحتی آداب و رسوم صحیح ملی ماست،آموزش ببینند و مهمتر این که همزمان با این آموزش، پرورش مناسب یابند. طبق فرموده های مقام معظم رهبری انجمن های شعر مانند گلخانه هستند. مسلما این گلخانه باید تابش نور مناسب، آب مناسب، دمای مناسب و شرایطی محیطی دیگر را همه را با هم درحد مناسب دارا باشد تا بتواند دستاورد داشته باشد. نتیجه این که بتوان هنردینی خلق نمود و هنرمند دینی پرورش داد تا پرچم دار بیداری و بصیرت جامعه ی خویش در همه ی مقاطع در جامعه ی اسلامی باشند وگرنه دست روی دست گذاشتن و منتظر خود بخودی و به صحنه آمدن هنرمندان متعهد و شاعران ارزشی و انقلابی شدن، کاری بس عبث و بیهوده است. این که انتظار داشته باشیم بی آن که خودمان کاری کرده باشیبم و نهالی کاشته باشیم، موقع فتنه و امثال آن، هنرمند متعهدی داشته باشیم که به میدان بیاید واقعا مسخره است. نباید انتظار داشت که بی زحمت، دنبال ثمره باشیم.یادمان نردود؛هنرمند معطل جامعه ی خودش نیست، بلکه این جامعه است که باید به دنبال هنرمند برود.این فرهنگ وقتی در جامعه جا بیفتد، می توان به بسیاری از رویش های بعدی امیدوار بود و متعاقبا اگر این فرهنگ به موقع اتفاق نیفتد منتظر هر حضوری ازهنرمندان و شاعران در مواقع و هنگام حساس و انتظار حضور آنان در صحنه های مهم انقلاب بودن، کاری بیهوده،و عبث و خنده آور خواهد بود.
ساختن این شرایط و فضای مناسب هنری و اسلامی باز هم به متولیان امر بر می گردد. زیرا مسئولین در حکومت اسلامی مأموریتشان بسیار حائزاهمیت بوده و کوتاهی و قصور دراین امر به هیچ وجه و با هیچ توجیه و بهانه ای پذیرفتی نبوده وقابل گذشت نیست.سنگرهای هنر متعهد را هنرمندان متعهد پُرمی کنند و هنرمندان متعهد تا زمانی که از سوی مسئولان حکومت متعهد حمایت شوند، در صحنه حاضر حاضر شده و با تمام وجود از همه ی ارزش ها وآرمان های اسلامی دفاع می کنند و اگر این حمایت قطع و یا کُند شود دیگر امیدی به حضور در صحنه توسط ایشان در سنگرهای مهم جنگ نرم نیست وباید هر روز منتظرکم رنگ تر شدن حضورسربازان این جبهه فرهنگی بود واین برای مسئولان نظام زنگ خطری است!
پس باید دست بجنبانیم. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند به هنرمندان وادیبان متعهدیم که در این جنگ بزرگ دلاوری کنند.یاحق! میثم رنجبر- مسئول انجمن شعر بابل
شام آخر
می توانی جواب رد بدهی، پاسخش دیده ی ترم باشد
بعد از این ها فقط،فقط و فقط ،عاشقی توی دفترم باشد
نامه های تو را که از حفظم؛ بین شومینه دود می شد و بعد
بوسه بر پاکتش زدم شاید، تا ابد منّتش سَرَم باشد
با خودم هی خیال می کردم؛ آمدی؛باز کوچه آبی شد
کوچه تان را مرور کردم و بعد گفتم این بار آخرم باشد
من که هفت آسمان دنیا را، یک ستاره نداشتم هرگز
می کِشم یک ستاره مصنوعی، تا در این قصه اَخترم باشد
پیش از این که بلند شی از جای تا برای همیشه تر ک کنی
پیش از این کاش سیلی ام بزنی، تا که این قصه باورم باشد
من مسیح تو می شوم تا با خاطری خوش زهم جدا بشویم
شاید این خنده های پایانی ست؛شاید این شام آخرم باشد!!!!!!
میثم رنجبر- بابل
هوالجمیل
به بهانه تشکیل و راه اندازی کانون های ادبی کتابخانه های عمومی استان مازندران
مطالعه از نان شب هم برای شاعر مهم تر است!
شعر؛ مقوله ای است که همچنان قرن هاست از هنرهای ماندگار و بی چون و چرای جهان و خصوصا کشور عزیزمان ایران به حساب می رود. چرا که توانسته است شادی ها،دردها،اشک ها،لبخندها،پیروزی ها،شکست ها،امیدها،آرزوها و بسیاری دیگر از خواسته های معنوی و حتی مادی انسان را در آینه ی خود نشان دهد و شاعر فردی است که آنچه که گفته شد از طبع روان او به دست می آید. شاعر رسول جامعه ی خویش است و این رسول، رسالتی دارد و این رسالت تا زمانی که به قول قرآن مجید (در سوره ی شعرا) اگر هر آنچه می گوید را خودش هم انجام دهد به معنای تمام و واقعی شاعر است.
شعر و خط از اولین مدافعان زبان محسوب می شوند. جدا از مباحث معنوی که مهمترین اصل غیرقابل اجتناب برای یک شاعر است ابعاد دیگری نیز از لحاظ حرفه ای و تخصصی لازمه های اصلی این هنرمند است، که از مهمترین آن ها باید بعد از بحث معنویت به آن پرداخت، مطالعه ی شاعر می باشد. مطالعه پایه و اساس دانایی شاعر و به تبع آن پرمایه و پرمغزشدن اشعار شاعر است. این اشتباه است که اگر فکر کنیم فقط طبع روان کافی است که کسی را شاعر بنامیم. این بسیار فریبنده است و از آسیب های جدی و مهم برای شاعر محسوب می شود.از مهمترین دستاوردهای مطالعه برای شعر و شاعر می توان به افزایش مفاهیم و غنای شعری و به قول امروزی پرمغزتر و پرمعنا شدن شعر و به پیروی از آن به افزایش اشعار از لحاظ کیفی و دارای ارزش ادبی فاخر دست یافت.
شاعر فرزند زمان خویش است و باید برای همه ی زمان ها و مکان ها شاعر باشد. یعنی باز هم تاگر می خواهد شعرش ماندگار شود باز هم محتاج مطالعه ی بالای اوست و بر شاعری که می خواهد حرفه ای شود و بماندا راهی جز این نیست. تجربه نشان داده است که نهال شعر فاخر و قوی فقط در زیر تابش خورشید مطالعه و رشد می کند!در همین راستا در پی برپایی کانون های ادبی و شعری در کتابخانه های عمومی استان مازندران عقیده بر این است که ایجاد رابطه ی بین شاعر و کتابخانه در اصل به ایجاد رابطه ی تنگاتنگ ترشدن" شاعر" و "مطالعه" تاکید دارد و این اقدام بسیار مبارک است. پس باید به فال نیک گرفت و در صورت پویایی و ادامه دار بودن این جلسات و گسترش آن در همه ی کتابخانه ها، تولید فکر را هم در پی خواهد داشت.
تولید فکر،تولید محتوا را با خود می آورد و این اتفاق ارزشمند حلقه به حلقه رویش های مختلفی را با خود به ارمغان می آورد.این مطالعه رهاوردهای دیگری همچون تولید آثار ادبی در راستای ترویج فرهنگ فارسی و ارزشی و ادبی و انقلابی نیز خواهد داشت.در واقع همچون درختی که وقتی به ثمر بنشیند خستگی زحمات را از ذهن باغبان می زداید.
شاید با این اوصاف دور از ذهن نباشد که بپنداریم؛مطالعه از نان شب هم برای شاعر مهم تر است!
میثم رنجبر- دی ماه 1390
اول از همه ی شما بزرگوارانی که به وبلاگم آمدید و شاهدِ به روز نبودن وبلاگم نبودید پوزش می خواهم.
البته دلیلش این است که اگر خدا بخواهد درحال چاپ سه مجموعه شعرم که حسابی مشغول پیگیری اموراتشانم!
دو مجموعه شعر از خودم و یک مجموعه گلچین اشعار شاعران استان مازندرانم!
اول مجموعه شعر«دندان درد» است که مجموعه شعر عاشقانه و اجتماعی است که زودتر به چاپ می رسد.
مجموعه های دیگر را در پست های بعدی باخبرتون می کنم!(میثم رنجبر)
یاحق!
چون خمیری که به یک چانه شدن متهمم!
بی تو در شهر به دیوانه شدن متهمم!
بی تو یک کوپه ی فرسوده قطارم متروک!
با تو خارم که به مرجانه شدن متهمم!
مثل یک شاخه ی خشکی که پرستو گیرد؛
همچو خشتم که به یک لانه شدن متهمم!
همچو تسبیح که در مشت پر از خودخوری ام
پاره می گردم و بر دانه شدن متهمم!
گنبدت سمبل شمعی است که من چون مردم
فاش بر جرئت پروانه شدن متهمم!
آب صحن تو همان الکل بی خود شدن است
شادم از این که به مستانه شدن متهمم!
گره از کار نمی گیری و می پندارم
آشنایم که به بیگانه شدن متهمم!
آرزویم شدهُ کاش آینه ها می گفتند:
پای گیسوی تو بر شانه شدن متهمم!
*
روح جامانده و یک پیکر برجامانده
چاره ای نیست به بیعانه شدن متهمم!
چون غزل-جاده سرانجام ندارم اما
هر کجا هست به پایانه شدن متهمم!
بعد از انقلاب اسلامی ایران و بعد از آن جنگ تحمیلی که هشت سال به طول انجامید،جریان جدیدی در هنر و تمام زیرشاخه های آن به وجود آمد.شاعران متدین و متعهد و وطن دوست نیز همچون هنرمندان در قالب های گوناگون شعری اعتقادات و احساسات خویش را به تماشا گذاشتند. البته در آغاز عدم تجربه ی جنگ آن هم به این عظمت برای شاعران آن سال ها هم از موانع اصلی خلق آثار فاخر بود.این مشکل پس از مدتی کوتاه به دلیل ارتباط دینی و قلبی و در یک کلمه خدایی در شاعران آن سال ها مرتفع گردید،که این خود یکی از کرامات جنگ تحمیلی بود.امادر ادامه این روند در سالهای بعد و خصوصا سال های اخیر با داشتن چنین گنجینه ای نتوانست آنچنان که باید و شاید ادامه دهنده ی خوبی باشد.چرا که تبعات بعد از جنگ،چه اشک ها و چه لبخندهایش،چه تلخی ها و چه شیرینی هایش،چه پیروزی ها و چه شکست هایش و هر آنچه را که شما در نظر بگیرید که در یک جنگ تمام عیار جنگ اتفاق می افتد،خوب در شعرها انعکاس داده نشد که هیچ، بلکه سرودن اشعاری که "ناشاعران" با آوردن صرفا کلماتی که در آن فقط متوسل به واژه هایی همچون توپ و تانک و تفنگ و سربند و تیر وترکش شدند فضای شعر اصیل دفاع مقدس را آلوده ساختند و یک جاهایی هم کثیف کردند. این باعث شد تا اشعار و آثار فاخر شعر دفاع مقدس نه تنها ترویج نشود، بلکه مظلومیت آن بیشتر شده و خروج از این مظلومیت دشوارتر گردد و این عاقبت خوبی را به همراه نخواهد داشت و هم به ضرر ادبیات مقاومت و دفاع مقدس است.
هم ضرر به آرمان های ناب اسلامی و ایرانی و انقلابی هم برای ایران و هم برای جهان اسلام است.
متاسفانه متولیان سست و بی انگیزه و صندلی پرست و شُل و کم آگاه در این جایگاه ها، ناخودآگاه خائنینی هستند که فردای قیامت باید نزد شهدا و امام شهداپاسخگو باشند و کار را به جایی برسانند که رهبر معظم انقلاب در دیدار با شاعران مذهبی که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ صورت گرفته بود با اندوه در باب این موضوع صحبت کنند و به زبان بی زبانی این مرد بزرگ از شاعران متعهد خواهش کنند که در محور و موضوع جنگ متخصصانه و حرفه ای مطالعه کنند و بنویسند!و این جای تاسف است.در سال های اخیر که قربانش برویم جشنواره های شعر دفاع مقدس مصلحت گرا شدند.غیرمستقیم از شاعر می خواهند طوری از شهدا بنویسند که در آخرش مخاطب فکر کند دارد رستم و سهراب می خواند.یعنی اسطوره هایی دست نیافتنی از شهدا و دفاع مقدس می سازند که به عنوان یک الگو از ذهن مخاطب فرار کرده و تبدیل به بُت می شود و این نیز خیانت ناآگاهانه ای دیگر است که ناخودآگاه و چه خودآگاه صورت می گیرد که خدا به خیر بگذراند.آین وسط شاعرنماهای بی سواد از آّب گِل آلود این فضای حاکمه کمال سوئ استفاده را کرده و با "شعرسازی های" بی مغز و بی مایه به این وضعیت بی صاحب،ماهی می گیرند.
امیدواریم کار به جایی نکشد که برای حل این مشکل متوسل به خودِ شهدا شویم!والسلام!
میثم رنجبر- جهت اطلاع؛شاعر (برترکنگره سراسری شعروحدت«دفاع مقدس-زاهدان-1389)
(برترهمایش منطقه ای شعرآفتاب-خمین-تیرماه90 )
نوشته شده: دوم مرداد ماه 1390
به گزارش رجانيوز، کتاب «محفل شاعران آئینی» شرح دیدار و مراسم شعرخوانی شاعران آئینی و مذهبی در حضور حضرت آیت الله العظمی خامنهای (مدظله العالی) در آستانه ولادت با سعادت حضرت علی(ع) در 25 خرداد 1390(12رجب 1432) به همراه فیلم کامل مراسم توسط دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری منتشر شد.
این کتاب گزارش کامل دیدار جمعی از شاعران آئینی و مذهبی و نیز فعالان عرصه نوحه و نغمههای آئینی با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) است.
در این دیدار معظم له پس از استماع اشعار شاعران به تشریح جایگاه ویژه ی شاعران آئینی و مذهبی و نیز ترسیم خطوط کلی حرکت شعر دینی پرداختهاند.
مقدمه اين كتاب به قلم جواد محمد زماني نوشته شده كه از شاعران تواناي كشورمان است كه ويژگيهاي شعر آييني و فضاي صميمي ديدار با رهبر معظم انقلاب را توصيف كرده است:
قرآن كريم ـ معجزهی بزرگ پروردگار عالميان و كتاب هدايت همهی انسانهاـ سرشار از ژرفترين مضامين و سخنان، و نيز روحنوازترين و فاخرترين واژههاست. سخنان نوراني پيامبر گرامي اسلام، حضرت محمّد مصطفي(ص) و نيز سخنان اميرمؤمنان علي(ع) در نهجالبلاغه، و دیگر معصومان: در نامهها و خطبهها و... همه و همه در دلانگيزترين قالبها و واژهها بيان شده است.
اينها خود گواه صادقي بر اهميت هنر و ادب ارزشي در اسلام دارد. در سيرهی معصومان نيز شاعران ارزشي و ادبيان حقيقي ارزش والايي دارند تا آنجا كه با وجود "محمّد بن مسلم"ها و "زراره"ها، بهترين تكريم و تحسينها از آن "سيّد حميري"ها ميشده است.
در آن روزگار، شعر مهمترين رسانهی هنري بود و نقش بيبديلي در مناسبات اجتماعي و سياسي داشت؛ از اين رو شاعراني كه در زمرهي «الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ الله وَ يَخْشَوْنَهُ...» بودند، در مواقع حسّاس، ضربههاي سهمگيني بر پيكرهي ظالماني چون بنياميّه و بنيعبّاس وارد ميساختند.
در روزگاري كه همهي دشمنان ميكوشيدند تا با ابزار مختلف، نام و ياد معصومان: را محو سازند، امام صادق(ع) ميفرمود: «مَن قالَ فينَا بَيْتَ شعرٍ بَنَي اللهُ لَهُ بَيتاً فِي الجَنَّة»؛ «هر كس كه بيت شعري دربارهی ما بسرايد، خداوند به ازاي آن، خانهاي در بهشت براي او بنا ميكند.»
آري، شاعران ارزشي، با پرهاي استعداد فطري، و بال استعلاي فكري خود، نورانيترين حقايق را در آسمان اذهان مردمان عاشق، متجلّي ميساختند و به رسالت حقيقي خود عمل ميكردند، و صدالبتّه گاه مورد تهاجم دشمنان و اذيت و آزار معاندان و مخالفان حقيقي بشر قرار ميگرفتند.
امروز نيز اين رسالت عظيم بر دوش شاعران و اديبان است و در اين ميان شاعران آييني و مذهبي وظيفهاي دوچندان دارند. شعر آييني كه به فرمودهی رهبر معظّم انقلاب "بهترين مصرف شعر" و "بهجا آوردن شكرانهی نعمت خدادادي قريحه شعر" است؛ همانا سخن گفتن از عشيرهی روشنايي، و كاروانسالاري بهترين ارزشها و ارمغانهاست. شاعر آييني، همانند مردي چراغ در دست است كه در شب تاريك، گمشدگان را به جادهی اصلي انسانيت و معنويت رهنمون ميشود، يا مانند راهبلدي است كه ميكوشد تشنگان معارف ناب را به سرچشمه زلال معرفت برساند.
از سوي ديگر، شعر آييني و مذهبي، ابزار اصلي گويندگان مذهبي براي بيان معارف الهي و شورآفريني است. از اين رو بسياري از تحسين و تكريمها (و گاه تقبيح و سرزنشها) نسبت به گويندگان مذهبي، به شعر مورد انتخاب آنان بازميگردد.
اگر شعر آييني و مذهبي با مضامين عالي آميخته شود و در قالب بهترين و فاخرترين واژهها عرضه گردد، بيترديد كمك فراواني به رشد و ارتقاي محافل ديني خواهد كرد، و چنانچه اين مهم، چنانكه بايد و شايد لحاظ نگردد، شاهد حوادث زيانبار فراواني خواهيم بود. بنابراين شعر آييني و مذهبي، عقبهی محافل ديني و تأثيرگذارترين ابزار براي بيان معارف ديني و جوشان ساختن عواطف پاك انساني است.
مخاطب شعر آييني، صرفاً خوانندگان كتابهاي شعر نيستند، بلكه تودههاي عظيم مردمياند كه در مجالس و محافل گوناگون به آن اشعار گوش فرا ميدهند، و از اين رو اين شعر، پرمخاطبترين شعر روزگار ماست.
در تاريخ 25/3/1390 و در آستانهي ولادت باسعادت اميرمؤمنان علي(ع)، جمعي از شاعران آييني و مذهبي و نيز فعالان عرصههاي نوحه و نغمههاي آييني به محضر پُرفيض رهبر معظّم انقلاب حضرت آيتالله العظمي خامنهاي (مدّظلّه العالي) شرفياب شدند.
در اين ديدار خجسته كه قريب به سه ساعت به طول انجاميد، معظّم له پس از استماع اشعار شاعران كه از طيفهاي متنوع و با رويكردهاي متفاوت حضور داشتند، در طي بياناتي به تشريح جايگاه ويژهی شاعران آييني و مذهبي، و نيز ترسيم خطوط كلي حركت شعر ديني پرداختند و در اين باره به نكات مهم فراواني اشاره فرمودند.
پر واضح است كه به دليل محدوديت مكاني، فرصت حضور همهی اديبان، شاعران و علاقهمندان به اين عرصه در آن محفل، وجود نداشت و فرهنگدوستان فراواني مشتاق اطلاع از كمّ و كيف برنامه و بهرهمندي از محتواي آن بودند.
مجموعهی حاضر به منظور بهرهمندي همگان از آن محفل، و در راستاي اطلاعرساني عمومي نسبت به مشروح آن ديدار فراهم آمده است. بيترديد ديدگاههاي ارزشمند خوانندگان محترم، ميتواند ما را در رشد و ارتقاي كمّي و كيفي مجموعههاي پسين ياري رساند.
مراسم رونمایی این کتاب همزمان با برگزاری دومین نشست تخصصی شاعران و مداحان نخبه کشور در سالن اجتماعات هتل نخل در مشهد مقدس در تاریخ 30مهر 1390 ساعت 9 صبح با حضور شاعران آئینی و مذهبی کشور برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه این کتاب میتوانند با شماره تلفنهای 66483695 و 66483975-021و 09195593732تماس حاصل نمایند و یا به نشانی پست الکترونیک book@khamenei.ir پیام ارسال كنند.
جیرجیرک ها تقدیم به همه ی آزادیخواهان قدس!
به دنبال تو گشتم در میان دشت پوپک ها!...و صبحی خواهد آمد یک سبد خورشید خواهی چید؛
و می خوانند در آغوش زیتون ، جیرجیرک ها!...
میثم رنجبر - بابلاین که شعر جدید در وبلاگم کمتر به چشم می خورد به خاطر آن است که متاسفانه سرقت ادبی در این سیستم بی سر و ته آنقدر زیاد است که یکی از اشعارم در سه مجموعه از سه شاعر مختلف از استان ها به چاپ رسیده است.آن هم شعرهایی که همه می شناسند و حفظند(که خدا خیرشان دهد؟!)
ما هم چاپ نکردن کتابمان که بیشتر از روی کمبود وقت است چنین ارمغانی را به همراه داشته است(که باید بگیم خوش به حالمون!)
بگذریم!...
و اما شاعران عزیز هم استانی خودم!یه خبر مهم!
نهاد کتابخانه های عمومی استان مازندران با توجه به بخشنامه ای که از مرکز نهاد کتابخانه های عمومی سراسر کشور برایش آمده، اقدام به برگزاری کانون های شعر و داستان در کتابخانه ها نموده است.
هم اکنون در 14 شهرستان در طول سه ماه فعالیت این کانون (در استان مازندران)تعداد16 کانون ادبی، شامل 13 کانون شعر و سه کانون داستان در کتابخانه های مستعد هر شهرستان برپا شده است.
شاعران عزیز و ارجمند می توانند با مراجعه به یکی از کتابخانه های عمومی شهرشان از ساعات و روز جلسات هفتگی این کانون ها مطلع شوند!
این کانون ها شناسنامه دار و تحت نظارت و حمایت نهاد کتابخانه های عمومی استان مازندران بنا نهاده شده است.
فعلا یا حق!
خنده نکن! این خنده ها سر دارد ای بانو!
آجر به آجر خوب می گردم دخیلم را
یک جای این دیوارها در دارد ای بانو!
نیلوفران از دور زیبا وُ...خطر دارد!
مرداب ها مارِ شناور دارد ای بانو!
هرگز خیالت برندارد خوب می آید؛
چون شاهنامه دیو و دلبر دارد ای بانو!
انگورها هرچند مشروبات بالقوه اند،
این باغ ها سرو و صنوبر دارد ای بانو!
مژگانِ من هیزم به هیزم خیس می گردد،
آتش نزن! این خشک ها تر دارد ای بانو!
باید بترسی از تفنگی که به لب هام است
وقتی که لب هایت کبوتر دارد ای بانو!
هنگام دل دادن زبانم زود می گیرد،
دل دل دِ دل دل دل دِ دلبر دارد ای بانو!
دستم به دامانت مرا یک بیت ایمان آر!
تا حرف هایم جای باور دارد ای بانو!
۱۳۹۰/۳/۱۰
یک منگنه می زنم به هم وصل شود
تا خود به خود این قضیه هم فصل شود
اصل است خدا و المثناست علی
تــا این کـه کُپی بــرابــر اصـل شود!

بوی بدش را کوچه و برزن بگیرد
دیگر نخواه از شعله رد گردی سیاوش
این بار حتما شعله ات دامن بگیرد
شاید برای آبرو هم گشته یوسف
روی لباس پاره اش سوزن بگیرد
بی بی! عمو را گفته ای که مرده گاوش؟!..
دیگر نیازی نیست گاو آهن بگیرد!...
من تن به تن رقصیده ام با او تنیدم
شاید که آهنگم ت تن تن تن بگیرد
دیگر چه فرقی می کند این عشق مسری
یا من از او یا این که او از من بگیرد؟!...
با بوسه ای می شد که شیطانی ترین شد
ضحاک روی دوش اهریمن بگیرد!
کاش این زلیخا شهرتی هرگز نمی داشت
تا که رود بازار پیراهن بگیرد!
میثم رنجبر- بابل