دندان درد
 
آقا اجازه درد دندان کشت ما را
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ توسط میثم رنجبر
 

بسمه تعالی

زبان حال مدح گونه امام علی(علیه السلام) باحضرت زهرا(سلام الله علیها)قبل از شهادت ایشان.

بخند! تا که بخندم میان این غم ها

بخند! تا که ببندم کتاب ماتم ها

به خون کشیده شدی بین آن در و دیوار

که آشکار کنی رازها و مبهم ها

لباس خونی تو بیرق جهاد من است

بلی! نیاز نباشد مرا به پرچم ها...

ببین ستاره ی بختم تو بوده ای زهرا!

دگر بگو که نگردند این منجم ها

مرا به دار کشیدند تار موهایت

که غرق بُهت نشستند نخل میثم ها

همین که نام تو تسبیح جانماز علیست

چه حاجت است علی را به اسم اعظم ها 

همین که اشک تو ساقی شده است حیدر را

چه حاجت است علی را به چاه زمزم ها

و تا که جوهر پاک تو در جهان جاری است

نیاز نیست پسر آورند مریم ها

تو که علاج همه دردهای جان و دلی

به دست و پهلوی خود هم بریز مرهم ها

دعای مرگ نکن تا که قاتلم نشوی

نکُش مرا به غم و غصه ی دمادم ها

به مرتضات بده پاسخ سلامش را

ببین بدون جواب است بین آدم ها

 

                                  میثم رنجبر- مازندران(بابل)

 



برچسب‌ها: شعرشهادت حضرت زهرا, س, میثم رنجبر شعر
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر

تو عروسي كه به سُفره "بله" مي اندازد

به زمين و به زمان زلزله مي اندازد

باد درشانه ي لَختِ توچه جرئت دارد

لرزه برپيكرِ اين سلسله مي اندازد

ازدَم ِتيغِ دو ابروت رهائي يابم،

پيچ موهات مرا در تله مي اندازد

من اگر گام به صحراي تنت بگذارم

همه پاهاي مرا آبله مي اندازد

عطركافور تو در شهر اگر پخش شود،

بين زنهاي عرب هروله مي اندازد

از تو زائيده شدم؛ پَرت شدم؛مانندِ

كودكي را كه زنِ حامله مي اندازد

حسِّ دلشورگيِ راهزناني وحشي است

چشم هايت؛خوره بر قافله مي اندازد

شك نكن! كه تو يقين همه پاسخ هايي

شيخ، ترديد در اين مسئله مي اندازد

شاعرديده ي درباري تو، من هستم.

حاتم چشم تو دارد صله مي اندازد

لحظه ي خيره شدن عينك خود را بردار!

شيشه ي عينك تو فاصله مي اندازد!!!

 

                                 میثم رنجبر - بابل

 



برچسب‌ها: میثم رنجبر, غزل عاشقانه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر

در عرش بپاشند اگر بوی تنت را

ترسم بربایند ملائک بدنت را

میخانه بپیچندبر این ارض و سماوات

یک دم بگشایند کمی از دهنت را

برچشم سیاه تو گر راه بیابند

ترکش ننمایند؛ بهشت عدنت را

در حلقه و سرحلقه شدی تا که دمادم

افزوده کنی دامنه ی انجمنت را

از روز ازل حک شده برپهنه ی سینه

برگنبد دوار صدای سخنت را

حالا علی و فاطمه یادت که می افتند

هر روز ببوسند شبیهت حسنت را

                                     میثم رنجبر- بابل



برچسب‌ها: شعر پیامبراعظم, میثم رنجبر, رسول الله, ص
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر

 میثم رنجبر    09119105250


نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر
 

از ان زمان که داغ غمت بیشتر شده است

احساس می کنم کرمت بیشتر شده است

با نذر سفره های ابوالفضل خانه ها

من فکر می کنم حَرَمت بیشتر شده است.....

 





برچسب‌ها: شعری برای حضرت ابوالفضل, علیه السلام

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر

                           به امام حسین(علیه السلام)واولاد و یاران باوفایش

دل پدید آمد و دلدار به آن غم بخشید

بهترین داد اگر مِهرِ دو عالَم بخشید

سُفره ای بود که نان بود و در آن آب نبود

برکتی اشک اگر داشت به آدم بخشید

بر سَرِ نیزه غزلخوانی قرآن گُل کرد

درس صد معجزه بر کودک مریم بخشید

از سَرِ سُفره ی او بُرد به قدِّ وُسعش

نقص، ظرفیتمان بود اگر کَم بخشید

مثلا خواهری از مکتب پیغمبر ساخت...

به شهیدان خودش خطّ مقدم بخشید

خوش به حال من و تو گریه کنانش شده ایم

هیئتی داد به ما, روضه و پرچم بخشید

غزلِ بی سر ما قطعه ای از کرب و بلاست

آن که سر داد و پسَر داد, مُحرّم بخشید

                                                        میثم رنجبر- بابل

 



برچسب‌ها: شعر عاشورایی میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر
با عرض سلام و ادب خدمت همه ی دوستداران شعر و ادب فارسی! شرمنده ی محبتتانم...شعر محلی شهید گمنام که به زبان مازندرانی سرودم و علاقه مندان زیادی از بنده تقاضای آن را دارند را از سایت هیئت یافاطمه الزهرا امام زاده عبداله شهرستان بابل دانلود بفرمائید که به صورت صوتی در آن مجلس خواندم. ببخشید امکانات وبلاگ به کیفیت سایت هیئت حاج رضا بذری پاسخگو نیست . در آن سایت راحت تر دسترسی دارید.

دوست کوچک شما؛میثم رنجبر


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر

                                              بسم رب الشهدا و الصدیقین

می خواست تا پرواز را پرها بفهمند!...

پَر زد که رازش را کبوترها بفهمند!...

انواع زخم از تیر و ترکش را به تن دوخت

شاید مدالش را دلاورها بفهمند!...

 

 



برچسب‌ها: میثم رنجبر, شعرشهیدشهادت دفاع مقدس

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر
                                                          به امام حسين(عليه السلام)
 بهشت هاله ای از پیکر معطر توست 

و جبرئیل به دور حرم کبوتر توست 

 

به زیر چکمه تو مثل گلی که له شده است 

هر آنچه دفن شده گُلپران پرپر توست

 

تو یک نما همه ات سرخ سرخ خون خداست 

و در پَسِ سمِ اسبان نمای دیگر توست

 

خدا کند که نبیند رقیه جسم تو را 

هنوز ردَ سُمِ تازه روی پیکر توست 

 

هنوز خیمه کفِ کربلای تو برپاست

سکینه دلنگران سوی آب آور توست

 

خدا کند سر عباس را تو نشناسی

سر عمود نشسته سر برادر توست

 

غریبی تو کبود است پنج انگشتی است

به شکل سیلی سرخی به روی دختر توست

 

پدر کنار پسر؟!...نه!...پسر کنار پدر !...

چه افتخار بزرگی نصیب اکبر توست

 

حسین! پاشو ز جایت بدون سر حتی !

که زائر بدن پاره تو مادر توست

 

هلا بلند شو از جا حسین کاری کن!

کسی که بوسه زده بر گلوت؛...خواهر توست

 

"هنوز ناله ي اصغر به گوش مي آيد"

كسي كه شير برايش نداشت همسر توست!!!....

                                                                            میثم رنجبر -بابل


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر

                      به نام خالق عشق

امام علي(ع) و حضرت زهرا(ع)/دونيمه ي يك سيب

زهرا همانی است که تاج سر علیست

زهرا نگین حلقه انگشتر علیست

او ذوالفقار حیدرو نیروی بازوان
بینِ شناسنامه ولی همسر علیست

باید دو در دو چار شود ؛ می شود بلی
حیدر دل است فاطمه تک دلبر علیست

 
چاهی که همدم همه غم های مرتضاست
آن قلب فاطمه است که غم پرور علیست

زهرا بهانه ي ضربان دل علی
سرمشق نامِ فاطمه در دفتر علیست

پیراهنِ علی متبرک به دست اوست
یعنی که فاطمه است گل قمصرِ علیست

کوثر؛دو چشم گرم و غزلخوان فاطمه است
هر قطره اشک فاطمه یک ساغر علیست

شیر و خط خدای تعالی یکی شده است
یعنی که فاطمه طرف دیگر علیست.

                                                    ميثم رنجبر- بابل
 



برچسب‌ها: شعرميلادحضرت زهرا, س, شعرجشن ازدواج امام علي, ع, و حضرت زهرا
نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۳ توسط میثم رنجبر
        تقدیم به همه ی همسران شهدا با تقدیم احترام

         (زبانحال همسری با شوهر شهیدش)


از تو می گفتند یارانت؛چنین افتاده است!...

مثل یک انگشتری را که نگین افتاده است!

آه؛ خوشحالم که دستم بین دستان تو بود

دست هایی را که بعداً روی مین افتاده است

با تنت، خمپاره و راکت چه ها کرده است که

هم لباست سوخته، هم آستین افتاده است؟!

مطمئنم باز در هنگامه ی جان دادنت

بر لب پروردگارت"آفرین!" افتاده است

سال ها رفته است؛عکس تو جوان مانده است و من

آه؛ از پیشانی ام تا چانه چین افتاده است

این وصیت نامه از دلتنگی ام کم می کند

حرف هایی را که عمری بر زمین افتاده است

مثل حُر در لحظه های واپسین برگشته ام

در دل کافر به یک اعجاز دین افتاده است

من تو را از دست دادم؟!...نه!به دست آورده ام!

 از تو در دامان "ایمانم"،" یقین" افتاده است!

                                        میثم رنجبر- مازندران(بابل)




برچسب‌ها: شعردفاع مقدس زبانحال همسری با شوهرشهیدش, میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر
   فقط دوبیت عاشقانه!.......

این که غمبارم؛ دلیلش را نپرس!...

                          سر به دیوارم؛ دلیلش را نپرس!...

معنیِ عاشق شدن از من نخواه!

                         دوستت دارم؛ دلیلش را نپرس!...

                                                    میثم رنجبر- بابل



برچسب‌ها: شعرعاشقانه
نوشته شده در تاريخ جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر
   تقدیم به امام رضا(علیه السلام)

اصلاً عجيب نيست؛ شبي خُل شدم اگر

حيران بين مشهد و بابل شدم اگر

يك پيكر از شراب بسازند از تنم

در خويش هشت بار تناول شدم اگر....


                

                                          



برچسب‌ها: شعر امام رضا, علیه السلام, میثم رنجبر

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر
یک مرد وقتی یک گناهی تن بگیرد

بوی بدش را کوچه و برزن بگیرد

دیگر نخواه از شعله رد گردی سیاوش

این بار حتما شعله ات دامن بگیرد

شاید برای آبرو هم گشته یوسف

روی لباس پاره اش سوزن بگیرد

بی بی! عمو را گفته ای که مرده گاوش؟!..

دیگر نیازی نیست گاو آهن بگیرد!...

من تن به تن رقصیده ام با او تنیدم

شاید که آهنگم ت تن تن تن بگیرد

دیگر چه فرقی می کند این عشق مسری

یا من از او یا این که او از من بگیرد؟!...

با بوسه ای می شد که شیطانی ترین شد

ضحاک روی دوش اهریمن بگیرد!

کاش این زلیخا شهرتی هرگز نمی داشت

تا که رود بازار پیراهن بگیرد!!!!!!!

 

                                        میثم رنجبر- بابل


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر

مدارا كردنم قلياني از تقسيم در آتش؛

هنوزم نيم در آبم؛ هنوزم نيم در آتش!

به شكلِ دود دارد چارفصلم مي خورد خود را

گمانم بعدِتو اُفتاده اين تقويم در آتش

كه من بوداترين تصويرِخاكسترنشين باشم

سراغم را بگير از مجلسِ ترحيم در آتش

فراري؛ مثلِ يك ققنوسِ پيرم، سرد و بي حاصل

كه دارد مي كُند دنيا مرا ترسيم در آتش

كماكان شعله از دامانِ من چنگال مي گيرد

خيالي خام دارم اين كه ابراهيم در آتش-

- نشست و...خنده بر لب هايش اُفتاد و... نگرديده است

به هرگزها زباني لحظه اي تسليم در آتش

خيالي نيست حتي اين كه خاكستر شوم در باد

محال است اين كه بگذارم سرِتعظيم در آتش

تو را مي سوزم و غرقم تو را در خويش كاري كن!...

...هنوزم نيم در آبم؛ هنوزم نيم در آتش!

       

         میثم رنجبر- بابل(از مجموعه شعر دندان درد"چاپ دوم")

 




برچسب‌ها: شعر قلیان, میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر
سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شاعران و هنرمندان و دوستان همیشگیم!

 

بدون مقدمه عارضم که با توجه به اصرار دوستان نسبت به این که از این که بنده در بروزرسانی کمتر عمل میکنم این است که بیشتر وقتم را صرف نقد در وبلاگ دوستان می گذرانم و اگر خودتان تمایل داشتید بعد از بروزرسانی وبلاگ بنده باخبر شوید نام و شماره همراهتان را (یا فقط شماره همراهتان را بی نام)کامنت(خصوصی یا عمومی)بگذاریدتا در سامانه پیامکی اینجانب قرار دهم و با این سامانه خبرتان دهم!... باارادت و سپاس فراوان!(میثم رنجبر)

 



برچسب‌ها: بروزرسانی ها
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر

عشق ها تا عذاب اين شهرند، سيل ها هم سراب اين شهرند

چاهكَن ها به جاي چاه، ولي، ساكنِ فاضلاب اين شهرند

مُحتسب هاي مستِ هر كوچه، مرزِ حدّ نسابِ اين شهرند

تبصره ها مفرّ توجيه اند، تعرفه ها كتاب اين شهرند

تاجران، حاجيان بازارند، صاحب انقلاب اين شهرند

حال؛ خورشيد هم نيايد اگر، لامپ ها آفتاب اين شهرند

شاعران ساقيان خودجوشند، شعرهاشان شراب اين شهرند

روي رعيت دوباره اربابان، شاه و عاليجناب اين شهرند

بعد از اين پيكر برادرها، گوشت هاي كباب اين شهرند

حوريان كذاي خوشبختي، دختران خراب اين شهرند

پيرمردانِ بِه كِشِ هر شب، عينِ بازاريابِ اين شهرند

ماسك ها با تنفّسي كوپني، شكل صورتحساب اين شهرند

راهزن ها پليس راه شدند، دزدها؛ در نقاب اين شهرند

شهر، دستِ دعانويسان است، آرزوها حباب اين شهرند

بعد از اين ها تمام قرآن ها، مايه ي اضطراب اين شهرند

گريه كن! موقع عزاداريست، اشك هامان گلاب اين شهرند!!!!!!!!!

                                              میثم رنجبر- از مجموعه شعر(دندان درد)



برچسب‌ها: شعر جدید میثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم شهریور ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر

بسمه تعالی
آموزش عروض و قافیه
وزن شعر
این دو جمله را با هم مقایسه میکنیم :
1-      نفس تا دمد دل ز جا میرود
2-      تا نفس دمد دل میرود ز جا
اگر از ما بپرسند کدام یک از این دو جمله خوش آهنگ تر است ، شاید هم نظر باشیم که اوّلی ؛ و شاید کمتر فارسی زبان باشد که تمایزی بین آهنگ این دو حس نکند. جمله اوّل مصراعی است که از مثنوی محیط اعظم عبدلالقادر بیدل ؛ و جمله دوم را را ما با جا به جا کردن کلمات همان مصراع ساخته ایم . روشن است که همهء اختلافات ناشی از همین جا به جایی است.در عبارت اول ، واژه ها به نحوی خاص مرتب شده و نوعی تناسب پدید آورده است که در دومی دیگر وجود ندارد.این تناسب در کجاست؟ مسلم است که در معنی کلمات نیست، چون معنی در هر دو عبارت یکی است . پس باید در پی تناسبی آوایی باشیم ، که همان «وزن شعر» است.
برای شناخت وزن ، پیش از هر کاری ، بهتر است «هجا» را بشناسیم و جملات را به هجا های سازنده شان تجزیه کنیم. هجا «یک واحد گفتار است که با هر ضربهء هوای ریه به بیرون رانده می شود.»و ما تجزیهء کلمات به هجاها را از دورهء ابتدایی در مدارس به یاد داریم . حاصل تجزیه ء آن دو جمله چنین خواهد بود :
نـ   فس  تا   د  مد  دل  ز  جا  می  ر  ود
تا   نـ  فس  د  مد  دل  می  ر  ود  ز  جا
در ظاهر تفاوت خاصی به نظر نمی رسد، ولی با کمی دقت ، می بینیم که بعضی از این هجاها یک حرف دارد و بعضی دو حرف . اگر ما هجا های یک حرفی را «هجای کوتاه» بنامیم و با علامت U نشان دهیم و هجاهای دو حرفی را «هجاهای بلند» بنامیم و با علامت – مشخص کنیم ، چنین هجابندی ای میتوان نوشت :
نـ    فس  تا   د  مد  دل  ز  جا  می  ر  ود
U   -    -   U  --  U   -    -    U    -
تا   نـ   فس  د  مد  دل  میـ  ر  ود  ز  جا
-   U   -   U   -    -   -   U   -   U   -



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر
با سلام خدمت دوستان خوبم كه شرمنده ي محبت شما هستم. كتاب (دندان درد) در عرض 100 روز به چاپ دوم رسيد.البته خودم فكر مي كردم دستگاه هاي دولتي همگي حمايت كنند. در اتفاقي عجيب فقط رئيسم 100 جلد را يك جا حمايت كرد و همه جا گفتند متاسفانه پول نداريم.خوشبختانه اهالي شعر كشور و خصوصا هم استاني هايم سيل آسا از آن حمايت كردند. با آن كه هنوز هم اطلاع رساني را آن طور كه بايد انجام ندادم. از اين كه توده ي شاعران و مردم راضي بودند برايم قوت قلب و انگيزه شد.

اميدوارم در دو مجموعه بعدي ام كه يكي اهل بيتي و ديگري دفاع مقدس خواهد بود با استقبال مواجه شود.

اميدوارم آبروي شعر مازندران را شعرهايم حفظ كند!

دوست دارتان: ميثم رنجبر- مازندران(بابل)



برچسب‌ها: چاپ دوم مجموعه شعر دندان درد ميثم رنجبر
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۲ توسط میثم رنجبر